سال 92 با همه خوشی هاش و سختی هاش و ... خداحافظی کرد سال 93 با کلی آرزو و ایشاا... فرج آقا شروع شد لحظه سال تحویل بر خلاف سالهای گذشته نشد که کنار باباجون و عمو جون باشیم(چون شب بود) ولی یادشون سر سفره هفت سین کنارمون بود(خدا رحمتشون کنه) امسال به دلیل اینکه آقا جون اینا خیلی تنها بودن،من و بابایی تصمیم گرفتیم لحظه سال تحویل کنارشون باشیم خداروشکر دوباره سال جدیدو زیر سایه بزرگترامون(آقا جون و مامانی و مامان جون) شروع کردیم تو سال جدید آرزوی سلامتی برای همه پدر مادر ها دارم،خدا سایشونو از سرمون کم نکنه درست لحظه سال تحویل ،گلپسرم وقتی دید همه دارن قرآن میخونن،قرآنو برداشت و شروع کرد به خوندنش و با همون زبون خودش برای همه...